معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
برای نهادینه سازی فرهنگ قرآنی در جامعه، صرفاً افزایش برنامه ها و فعالیت های قرآنی کافی نیست، بلکه سیاست های فرهنگی باید به گونه ای طراحی شود که نخبگان قرآنی را به ادامه مسیر امیدوار کند و زمینه نقش آفرینی مؤثر آنان را در جامعه فراهم سازد. در این میان، توجه به جایگاه اجتماعی نخبگان قرآنی و بهره گیری از ظرفیت علمی، فرهنگی و تربیتی آنان می تواند در گسترش فرهنگ قرآن و پیوند دادن آموزه های قرآنی با مسائل روز جامعه نقش مؤثری داشته باشد.
برای نهادینه سازی فرهنگ قرآنی در جامعه، صرفاً افزایش برنامه ها و فعالیت های قرآنی کافی نیست، بلکه سیاست های فرهنگی باید به گونه ای طراحی شود که نخبگان قرآنی را به ادامه مسیر امیدوار کند و زمینه نقش آفرینی مؤثر آنان را در جامعه فراهم سازد. در این میان، توجه به جایگاه اجتماعی نخبگان قرآنی و بهره گیری از ظرفیت علمی، فرهنگی و تربیتی آنان می تواند در گسترش فرهنگ قرآن و پیوند دادن آموزه های قرآنی با مسائل روز جامعه نقش مؤثری داشته باشد.
نخبه قرآنی نیز صرفاً فردی برخوردار از مهارت در تلاوت، حفظ، پژوهش یا دیگر عرصه های تخصصی قرآن نیست؛ بلکه باید در رفتار و سبک زندگی خود نیز مظهر آموزه های قرآنی باشد و بتواند با بهره گیری از معارف وحی، برای مسائل و نیازهای جامعه راهکار ارائه دهد. از این رو، نحوه حمایت از این افراد، میزان بهره گیری از ظرفیت آنان و جایگاهی که در تصمیم سازی های فرهنگی برایشان در نظر گرفته می شود، از موضوعات مهم در مسیر قرآنی شدن جامعه است.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا در گفت وگو با محمدامیر کسمایی قاری قرآن و مدرس شورای عالی قرآن کریم به بررسی مفهوم نخبه قرآنی، وضعیت حمایت از نخبگان این عرصه، نقش پژوهش های قرآنی در اداره جامعه و دلایل فاصله گرفتن بخشی از نسل جوان از قرآن پرداخته است که مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانیم:
نخبه قرآنی آن کسی است که به هر طریقی با قرآن انس دارد. اما آنچه در جامعه رایج است، به کسی نخبه می توان گفت که هنر، مهارت، علم یا فعالیت والایی در ارتباط با قرآن کریم دارد که به وسیله آن به گسترش و همه گیری قرآن در جامعه کمک می کند و عمل و رفتاری خلاف منش قرآن ندارد و کسی است که بتواند با همین شروط و با بهره گیری از منظومه وحی، برای مسائل و مشکلات روز جامعه راه حل و راهبرد تولید کند.
یکی از دلایل کمرنگ شدن قرآن در جامعه را به دلیل کم توجهی به نخبگان قرآنی می دانم. در دهه 60 و 70 هجری شمسی، شخصیت های قرآنی و جلسات قرآن میان مردم بسیار شناخته شده و رایج بودند. محافل قرآنی مملو از مردم عادی بود. در حالی که امروز، علیرغم پیشرفت کیفی قاریان و حافظان و محافل قرآنی و دستیابی به سطوح عالی، اما در بین عامه مردم و جوانان، نفوذ کافی و تأثیرگذاری لازم را ندارند.
البته باید گفت تولید برنامه تلویزیونی محفل، با وجود اشکالات و انتقادات وارده، تأثیرات مثبتی در بازگرداندن مردم به محضر قرآن و بازگرداندن قرآن به خانواده ها داشت. با این حال نمی توان به این تلاش های اندک و نتایج حداقلی قانع بود.
لازم به ذکر است، پیشرفت های کم نظیر ما در عرصه های تخصصی قرآن مانند تلاوت و حفظ و سایر فعالیت های قرآنی از جمله جنبه های علمی و تفسیر و غیره، یقیناً مدیون حمایت های ویژه و توجه خاص و مداوم امام شهید است .
اگر امام شهید نبودند، شاید کمتر از یک دهم نتایج فعلی در عرصه حرفه ای قرآن کشور را نیز نداشتیم.
یکی از هنرهای ایشان همین تکریم و بزرگداشت نخبگان قرآنی بود؛ چه قراء، چه حفاظ، چه اساتید، چه مفسرین و محققین و معلمین. انتظار این است که این تکریم ها صرفاً تشریفاتی نباشد و نخبگان عزیز به عنوان تصمیم سازان فرهنگی در نهادها به رسمیت شناخته شوند. برای همه این موارد نمونه های فراوان موجود است. این امر توسط هیچ یک از مسئولین دیگر دیده نشده، بلکه خلاف آن، یعنی بی احترامی می شود.
حال آنکه، حضرت پیامبر(ص) می فرمایند: «برترین مردم کسانی هستند که قرآن را فرا می گیرند و به دیگران می آموزند.» بر این اساس قرآنیان باید سرآمد همه اقشار باشند. آیا در جامعه ما چنین است؟ شما جایگاه اجتماعی و اقتصادی یک پزشک یا یک مهندس یا یک کارشناس یا یک مسئول حکومتی یا یک وکیل یا یک کارمند را با قاری یا معلم قرآن مقایسه کنید.
متأسفانه باید گفت در حال حاضر پژوهش های قرآنی نقش حداقلی در امور اداره کشور دارند. علیرغم اتکا و ابتنای نظام جمهوری اسلامی ایران بر مبانی قرآن کریم، اما به همان مبانی و اساسیات اکتفا شده است.
پس از دوره اولیه انقلاب و در حضور حضرت امام خمینی(ره) و با پیشرانی بزرگانی همچون شهید بهشتی و یارانش، اقدامات تأسیسی بسیاری با مرجعیت قرآن کریم برای نظام شکل گرفت؛ اما پس از دفاع مقدس، اداره کشور با الگوگرفتن از جوامع توسعه یافته مادی پیش رفت و برای توسعه کشور، تجارب و نسخه های غربی مرجعیت یافت، حال آنکه منبع شفا و رحمت قرآن کریم است.
در طول قریب به چهل سال زعامت قائد عظیم الشأن و مرجع مجاهد، شهید قرآنی امت، امام سیدعلی خامنه ای، پیوسته مبانی قرآنی حکومت، تمدن، جامعه و دولت اسلامی، تبیین، یادآوری و گوشزد می شد. اما در عمل، آنچه بایسته و شایسته نظام اسلامی بود به اندازه کافی عمل نمی شد و مشکلات امروز ما به دلیل فاصله گرفتن از قرآن و عمل نکردن به نسخه قرآن است.
آنچه که باید رخ دهد، رجوع کامل به نسخه الهی است. بازگشت به این ایمان که جز راهکار خداوند برای زندگی، هیچ توفیقی نخواهد بود. با این نگاه، باید همه برنامه ها و تصمیمات بر اساس قرآن گرفته شود. باید بدانیم پاسخ قرآن به سؤالات چیست چرا که قرآن برای همه مسأله ها پاسخ دارد.
بسیاری از این پاسخ ها هم استخراج شده و تحقیقات و پژوهش های خوبی نیز داریم. اگرچه برای کارآمدی بیشتر در اداره کشور، نیازمند تقویت رویکرد مسئله محور و کاربردی در این پژوهش ها هستیم، اما همین که وجود دارد نیز راهگشای اکثر مشکلات فعلی است اما برای حل آن نیازمند ایمان کافی و باور واقعی از سوی مسئولین هستیم.
برای پاسخ به مشکلات جامعه، مسائل سیاسی و یا معضل اقتصادی، دست به دامان نظریات تجربی و مندرس غربی نشویم بلکه باید به نظریات برگرفته از قرآن کریم به شیوه های مختلف تحلیلی و استنطاقی از قرآن کریم، توجه داشته باشیم؛ چرا که شفای همه بیماری ها و پاسخ همه پرسش ها در آن است.
برای روشن شدن امر، نمونه هایی از مصادیق قرآنی را شاهد می آورم که دستورات مستقیم خداوند است اما عمل نمی شوند.
قرآن در آیه 2 سوره جمعه می فرماید: «یُزَکِّیهِم وَ یُعَلِّمُهُم»، همه جا تعلیم را با تزکیه می آورد، بلکه پیش از آن. پس آموزش بدون تزکیه یا پاکیزه کردن فایده ندارد. اما در سیستم آموزشی ما مسابقه برای یادگیری علم و مهارت است و آن هم برای کسب جایگاه و مال و هیچ تلاشی برای صناعت و تزکیه انسان نیست.
همچنین در آیه 31 سوره اسرا می فرماید: «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْئًا کَبیرًا؛ فرزندانتان را از بیم تنگدستی نکشید؛ ما به آنان و شما روزی می دهیم، یقیناً کشتن آنان گناهی بزرگ است. » یعنی حتی روزی پدر و مادر به واسطه روزی فرزند بیشتر می شود. اما در جامعه ما چه تفکری غالب است؟ ترساندن از ازدواج و فرزندآوری بخاطر مشکلات مالی. بگذریم از خیانت هایی که با شعار «فرزند کمتر زندگی بهتر» شکل گرفت و البته امروز نیز شعارها و عملکردهای خلاف قرآن کم نیستند و همچنان عمل می شوند.
همچنین در آیه 7 سوره محمد آمده: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم» و در آیه 160 سوره آل عمران نیز آمده: «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدهِ وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ اگر خدا شما را یاری کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد و اگر دست از یاری شما بردارد چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد کرد و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.» برخی سیاستمداران ما تهدیدات زورگویان جهانی را ملاک عملکرد خود قرار داده و از اصول و حقوق نظام و ملت کوتاه می آیند.
خداوند در آیه 85 سوره هود می فرماید: «وَلا تَبخَسُوا النّاسَ أَشیاءَهُم؛ و اجناس مردم را [هنگام خریدن] کم شمارتر و کم ارزش تر [از آنچه که هست] به حساب نیاورید.» با این دستور، مسئول مسلمان باید کل تلاشش برای حفظ دارایی های مردم باشد، تا ارزش این دارایی ها حفظ شود.
این ها مصادیق و نمونه هایی از عمل نکردن به دستورات مستقیم قرآن است، چه رسد به دستورالعمل های خاص و مواردی که به وسیله استنطاق قرآن و کنکاش در آیات مختلف از جمله قصص قرآنی می توان به آن ها دست یافت ؛ این آسیب ها در درازمدت ملت را از عمل به قرآن و قرآنی شدن دور کرده است.
در عمل به قرآن و زندگی قرآنی هنوز فاصله داریم، اما همین بعثت اعجازآمیز مردم بعد از جنگ تحمیلی و شهادت امام امت نشانه ای از رفتن به سوی مسیر و راه قرآنی است.
گاهی می بینیم برخی از مسئولان به اندازه کافی اهتمام به مفاهیم قرآنی ندارند که این مهم در عملکرد افراد تأثیر گذار است و ممکن است برخی از مشکلات را برای کشور به وجود بیاورد. در این راستا، وجود مبارک ولی فقیه به عنوان نایب حجت خدا بر زمین، نقش انذاردهنده را ایفا کرده و جلوی بسیاری از مشکلات را می گیرد،
مشکلات فوق الذکر، غالب عوامل دوری جوانان از قرآن و به طور کلی دین و معنویت هستند. همین عدم اهتمام کافی به نخبگان قرآنی، یا عدم تقدیر آن ها و ایجاد جایگاه اجتماعی والا برای آن ها، خودش از عوامل دوری است.
همچنین بی توجهی به قرآن به عنوان منبع اصلی برای علوم انسانی نیز یکی دیگر از عوامل محسوب می شود. نگاه صرفاً تقدسی برخی مسئولین، باعث شده قرآن را به عنوان کلماتی مقدس برای تبرک بر زبان جاری کنند و سپس روی طاقچه بگذارند. در حالی که عمل به دستورات قرآن راهکار نجات بخش ماست، نه صرفاً تبرک جستن به خط آن.
وقتی حتی برخی از سیاست های آموزشی و پرورشی ما منطبق بر آموزه های قرآنی نیست، جوانان و نسل جدید ما همان راهی را می روند که سیستم برای آنان ترسیم کرده است .
یکی از مشکلات اصلی دوری جوانان و مردم از قرآن و زندگی قرآنی، آلوده شدن چشم ها و گوش ها و در نتیجه قلوب آن ها است. عصر فعلی با پیشرفت امکانات و وسایل ارتباطی، رسانه ها به صورت مستقیم و فردی و بدون واسطه می توانند پیام رسانی کنند و با توجه به اینکه رسانه های جدید در کنترل و اختیار دشمن ماست، طبیعتاً پیام های منتقل شده در این رسانه ها کاملاً برای در اختیار گرفتن چشم و گوش و قلوب ما، مهندسی می شوند.
همان طور که امام سید مجتبی خامنه ای در یکی از پیام هایشان فرمودند: «باید در مقابل رسانه های مختلف از گوش هایمان مراقبت کنیم که پنجره قلب و مغز هستند.»
امروزه با وجود برنامه های ارتباطی فردی و جمعی در فضای مجازی و تلفن های همراه، دیگر نمی توان مراقبت و مدیریت سابق را از رسانه هایی مثل تلویزیون ملی داشت.
ذهن جوانان امروزی ما گاهی آن قدر با جریان های واقعی و موجود در جامعه تفاوت دارد که گویی در کشور دیگری زندگی می کند. این رسانه ها گاهی واقعیت های رخ داده را به صورت وارونه برای جوانان منعکس می کنند.
جوانی که این گونه ذهنش در گرو صوت و تصویر این رسانه هاست، طبیعیست که نه تنها علقه ای به قرآن و دین نداشته باشد، بلکه حتی خودش را بدبخت ترین بداند و هر خصوصیت کشور و جامعه اش را نماد بیچارگی و مصیبت و سیاه بختی بداند. این حاصل مدیریت پیام رسانه ها در ذهن فرزندان ماست.
دشمن همیشه به دنبال این بوده که اذهان مردم ما را در اختیار بگیرد که اگر محقق شود باعث می شود که افراد آسیب های زیادی به جامعه اطرافشان بزنند؛ باید تصمیم سازان در تولید فرم های جذاب و روایت گری قرآنی برای نسل جوان تلاش بیشتری داشته باشند.
امروز، کشورهای پیشرفته غربی که خودشان تولیدکننده این رسانه ها و منتشرکنندگان آن ها بودند و سردمدار آزادی و دموکراسی هستند، استفاده از شبکه های اجتماعی و برخی برنامه های ارتباطی را برای کودکان و نوجوانان ممنوع کرده اند. جمهوری اسلامی نیز باید این مراقبت ها برای افکار و خصوصاً نوجوانان را به صورت جدی مدنظر قرار دهد و فضای مجازی را مدیریت کند.
در شرایطی که وجود این برنامه ها و شبکه های اجتماعی برای ما خطری دوچندان دارند، چه آنکه تولیدکننده و صاحب این برنامه ها دشمن ماست. دشمنی که برای نابود کردن ما از هیچ سلاح و ابزاری اعم از بمب و موشک و ناو و هواپیما کوتاهی نکرده و از رهبر کشور که مرجع تقلید شیعیان بود تا کودکان بی گناه میناب را به خاک و خون کشیده و جنگ اقتصادی و فرهنگی همه جانبه علیه ما راه انداخته، آیا از این ابزار حاضر و آماده و پرامکان علیه ما استفاده نمی کند؟
باب استفاده از این برنامه هایی که هم برای امنیت جامعه ما و هم برای امنیت فکری و تربیتی جوانان ما خطرناک است، دارای قاعده و قانون جدی باشد.
باید مسئولین تقویت هر چه بیشتر زیرساخت های ارتباطی و برنامه های داخلی را به صورت جدی دنبال کنند که دیگر برای کسب و کار مردم و ارتباطات و کارهای روزمره به برنامه تحت کنترل دشمن خونخوار نیازمند نباشیم.
تا زمانی که چشم و گوش فرزندان ما از بند رسانه های شیطانی آزاد نشود و جایگزین مناسب و کنترل شده بر اساس اصول عرفی و اخلاقی و دینی و فرهنگی خودمان برای آن ها طراحی نشده، بازگشت جوانان ما به آغوش قرآن کریم و آرامش حاصل از آن، بسیار دشوار است.
تولید محتوای قرآنی، انعکاس زیبایی های قرآن، گسترش تلاوت عمومی قرآن، تکریم نخبه های قرآنی، فراهم سازی امکانات برای یادگیری و افزایش مهارت قرآنی، تولید آثار هنری و فرهنگی قرآنی، ابتنای علوم انسانی اعم از سیاست و اقتصاد و جامعه شناسی و غیره بر اساس آموزه ها و محتوای قرآن کریم و غیره همه و همه برای قرآنی کردن جامعه و بازگشت مردم و جوانان به قرآن، ضروری هستند؛ اما پیش نیاز آن ها، شروع به تطهیر قلوب مردم است و پیش نیاز این تطهیر، بستن منابع آلودگی است.
به نظر بنده مهم ترین پیام قرآن برای ما این است که ما متعلق به خدا هستیم (إنا لله) و باید بر اساس خواسته او عمل کنیم؛ یعنی برای یک زندگی سالم و درست، باید به نسخه خداوند عمل کنیم تا هم دنیایمان و هم آخرتمان آباد شود. نسل امروز، به خصوص، باید بداند که در چند قرن اخیر که انسان از معنویت الهی فاصله گرفته است، دچار دشواری ها و مشکلات بسیار بیشتری شده است.
البته برای نسل جدید و برخی مردم عصر فعلی که دچار زندگی های پوچ و بی معنی شده اند، بازگشت به خدا از طریق کلام خدا و خویشتن واقعی خود درمان است، همان طور که خداوند در آیه 19 سوره حشر فرمود: «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ؛ همچون کسانی که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به خود فراموشی گرفتار کرد نباشید، و آنها فاسق و گنهکارند.»
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}